منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
نویسندگان
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


ذکر روزهای هفته
ابر برچسب ها

اعمال مشترک ماه مبارک رمضان

رمضان

 

 اعمال مشترک این ماه چهار گونه است:

نخست: اعمالى است که در هر شب و روز این ماه به جا آورده مى شود:

 

*سید بن طاوس از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى کاظم ـ علیهماالسلام ـ روایت کرده که فرمودند: پس از هر نماز در ماه رمضان دعای ذیل را بخوانید:

اَللّـهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِی عامی هذا وَفی کُلِّ عامٍ ما اَبْقَیْتَنی فی یُسْرٍ مِنْکَ وَعافِیَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِنی مِنْ تِلْکَ الْمواقِفِ الْکَریمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّریفَةِ، وَزِیارَةِ قَبْرِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَفی جَمیعِ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاَْخِرَةِ فَکُنْ لی، اَللّـهُمَّ اِنّی اَساَلُکَ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَکْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْری، وَتُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقی، وَتُؤدِّی عَنّی اَمانَتی وَدَیْنی آمینَ رَبَّ الْعالَمین.

خدایا! در این سال و هر سال، تا زمانى که عمرم باقى است و در آسایش و گشایش روزى به سر مى برم، زیارت خانه ات ـ بیت الحرام ـ را نصیبم گردان. و مرا از درک موقف هاى گرامى و دیدن مکان هاى شریف و زیارت قبر پیغمبرت ـ که درودت بر او و آلش باد ـ محروم مکن.

و در برآوردن جمیع احتیاجات دنیا و آخرتم یارىام کن. اى خدا! از تو درخواست مى کنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را که در شب قدر حتمى قرار دادى و دیگر برگشت و تغییرى نمى پذیرد، مرا از حجاج بیت الحرامت قرار دهى. حاجیانى که حجشان پسندیده، سعیشان پذیرفته، گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشیده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات و روزىام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.

 

*هم چنین بعد از نمازها این دعا خوانده شود:

یا عَلِیُّ یا عَظیمُ، یا غَفُورُ یا رَحیمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَکَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، فَیا ذَا الْمَنِّ وَلا یُمَنُّ عَلَیْکَ، مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنَّ عَلَیْهِ، وَاَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تویى خداى بزرگ که هیچ مانندى ندارد و به گفتار و کردار خلق شنوا و بینا است. و این ماهى که مقامش را بلند گردانیدى و بر دیگر ماه ها کرامت و شرافت بخشیدى, و روزه اش را بر من واجب گردانیدى, ماه رمضان است.

ماهى که در آن قرآن را براى راهنمایى مردم و نشان دادن راه هدایت و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در این ماه مقرر داشتى و نیز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت که هیچ کس بر تو منت ندارد, در میان آن همه بندگانت که منت گزارده اى بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت همیشگى داخل گردان! به حق رحمت بى پایانت اى مهربان ترین مهربانان.

 

* شیخ کفعمى در مصباح و بلدالامین و شیخ شهید در مجموعه از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: هر که این دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند، حق تعالى گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد، و دعا این است:

اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اَللّـهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ، اَللّـهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جائِعٍ، اَللّـهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ، اَللّـهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدینٍ، اَللّـهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ، اَللّـهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَریبٍ، اَللّـهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ، اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ کُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ، اَللّـهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریضٍ، اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناکَ، اَللّـهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ، اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ .

اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا کن؛ فقیران را بى نیاز گردان؛ خدایا گرسنگان را سیر گردان؛ برهنگان را لباس بپوشان؛ خدا بدهى برهکاران را ادا فرما؛ سوگواران را دل شاد ساز؛ خدایا هر غریبى را به وطن باز رسان؛ هر اسیرى را آزادى بخش؛ خدایا فسادگران در کار مسلمانان را اصلاح فرما؛ بیماران را شفا عنایت کن؛ اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند؛ بدى هاى ما را به خوبى صفات خودت تغییر ده؛ خدایا دیَن ما را ادا فرما و نادارى ما را به دارایى و بى نیازى بدل گردان که تو بر هر چیز توانایى.

رمضان

دوم: کارهایى که در شب هاى ماه رمضان باید به جا آورد؛ و آن چند چیز است:

 

1- افطار مستحب است بعد از نماز, صورت گیرد; مگر آن که ضعف بر او غلبه کرده باشد یا جمعى منتظر باشند.

2- با چیز پاکیزه و حلال و به دور از شبهات افطار نماید. و بهتر آن است که با خرماى حلال افطار کند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد. اگر با خرما، آب، رطب، شیر، حلوا، نبات و با آب گرم، و یا هر کدام از این ها افطار کند، نیز خوب است.

3- هنگام افطار دعاهاى وارده در این باره را بخواند؛ از جمله آن که بگوید:

اللهم لک صمت و على رزقک افطرت و علیک توکلت(خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى کنم و بر تو توکل دارم. تا خدا ثواب هر کسى را که در این روز روزه داشته است، به او عطا کند، و اگر دعاى اللهم رب النور العظیم را که سید و کفعمى روایت کرده اند بخواند، فضیلت بسیار یابد.

و روایت شده که حضرت امیر المومنین على (علیه السلام) هر گاه مى خواست افطار کند مى گفت:

بسم الله; اللهم لک صمنا و على رزقک افطرنا, فتقبل منا انک السمیع العلیم.

به نام خدا. خدایا براى تو روزه گرفتیم و به روزى تو افطار کردیم؛ پس از ما قبول کن، زیرا که تو شنواى دانایى.

4- هنگام لقمه اول بگوید:

بسم الله الرحمن الرحیم; یا واسع المغفرة اغفر لى

به نام خداوند بخشاینده مهربان؛ اى که آمرزش باو گسترده است, بیامرز مرا. تا خدا او را بیامرزد.

و در روایت آمده است که در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان، خدا هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد مى کند؛ پس از حق تعالى بخواه که تو را یکى از آن ها قرار دهد.

5-در وقت افطار سوره قدر بخواند.

6- در وقت افطار صدقه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد؛ اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد. و از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روایت شده کسى که روزه دارى را افطار دهد, مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود; بدون آن که چیزى از آن کم شود. و نیز از آنِ او خواهد بود ثواب کار نیکویى که به جا آورد آن افطار کرده که فرمود: مومنى که لقمه اى را در ماه رمضان به مومنى بدهد، حق تعالى براى او اجر کسى را مى نویسد که سى بندهء مومن آزاد کرده باشد و نیز از آن او است نزد حق تعالى یک دعاى پذیرفته شده.

7- در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.

8- اگر ممکن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.

9- در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.

10- در روایت آمده که هر کس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نماز مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد. و از اعمالى که مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود، خواندن هزار رکعت نماز در سرتاسر این ماه است.

و این مطلب را عالمان بزرگ و فقیهان وارسته در کتاب هاى خود اشاره کرده و نوشته اند.

رمضان

سوم: کارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارک رمضان است. و آن چند کار است:

1- سحرى خوردن, و سحرى را ترک نکند, اگر چه با یک دانه خرماى یا یک لیوان آب باشد. و بهترین سحرها سویق یعنى قاووت و خرما است. و در خبر آمده که حق تعالى و ملائکه صلوات مى فرستند بر کسانى که در سحرها استغفار مى کنند، و سحرى مى خورند.

2- سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند، که هر کس این سوره را در وقت افطار کردن و سحر بخواند گویى ثواب کسى را دارد که در راه خدا در خون خود بغلتد.

3- بخواند دعاى شریفى را که از حضرت امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرموده اند: این دعایى است که حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) در سحرهاى ماه رمضان (دعاى سحر) مى خواندند.

 

منبع:

تبیان



اعمال   , ماه مبارک رمضان  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهر الرمضان الذی انزل فیه القرآن

سلام به همه دوستان عزیز
با توکل به خدا تصمیم گرفتیم تا با کمک شما دوستان گرامی ختم روزانه قرآن کریم در ماه مبارک رمضان را شروع می کنیم  و با نیت سلامتی  و تعجیل در فرج مهدی فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برگزار می شود.ان شاءالله این ختم را به چهارده معصوم علیه السلام و شهدا و علما و امواتمون هدیه کنیم.

توضیح نحوه ختم:هر کس هر روز یک جزء از قرآن کریم را می خواند و در اخر ماه رمضان شخصا قرآن کریم را ختم میکند.

توجه:یعنی 30 روز هر روز یک جزء از قرآن کریم باید بخونید.


دوستانی که داوطلب هستند در قسمت نظرات با ذکر نام ونام خانوادگی ثبت نام کنند.

التماس دعا

لطفا دوستان دیگر را در نت و خارج از نت

از این طرح مطلع کنید



ادامه مطلب

http://dl.piy.ir/uploads/salavat.jpg

  بسم الله الرحمن الرحیم

 

 سلام به همه دوستان عزیز

به مناسبت اعیاد شعبانیه به ویژه میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم روزانه 59 صلوات به همراه وعجل فرجهم و دعای فرج از اول تا پانزدهم ماه مبارک شعبان اجرا می شود.

 

 پس هر کدام از شما دوستان گرامی که قصد شرکت را دارید ، آمادگی خود را جهت شرکت در این ختم اعلام نمایید.

 

هدف از این ختم:

 

تعجیل در فرج امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) و سلامتی ایشان

 

شفای بیماران

 

  برآورده شدن حاجات

 

 

 

از همه بزرگواران التماس دعا داریم.

 

اسامی در ادامه مطلب



ادامه مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام به همه دوستان گل :

امیدواریم که همگی خوب باشید . تصمیم گرفتیم تا با کمک شما دوستان عزیز ، ﺍﻥ ﺷﺎء ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺧﺘﻢ ﻗﺮﺁﻥ کریم ﻭ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺭﺍ برای سلامتی و ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺩﺭ ﻓﺮﺝ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشته باشیم . این طرح با همکاری شما دوستان عزیز برگزار خواهد شد .
ﻭ به مناسبت ماه رجب ﺍﻥ ﺷﺎء ﺍﻟﻠﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﺧﺘﻢ ﻗﺮﺁﻥ کریم ﻭ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺭﺍ به امام محمد باقر علیه السلام ،امام هادی علیه السلام ،حضرت علی اصغر علیه السلام ،امام جواد علیه السلام ،امام علی علیه السلام ،حضرت زینب کبری سلام الله علیها ،امام موسی کاظم علیه السلام ،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ عجل الله تعالی فرجه الشریف ﺟﻬﺖ ﺳﻼ‌ﻣﺘﯽﻭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺩﺭ ﻓﺮﺝ  ﻫﺪﯾﻪ ﺩﻫﯿﻢ.

پس هر کدام از شما دوستان گرامی که قصد شرکت را دارید ، کافیست جزء قرآن و تعداد صلوات را که قصد خواندن را دارید ثبت کنید .
ﻟﻄﻔﺎ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﻭ تعداد صلوات و ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺟﺰﺋﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ  ﻗﺮﺍﺋﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﺑﻨﻮﯾﺴﻨﺪ.
ﺟﺪﻭﻝ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺟﺰﺀ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﻨﯿﺪ


ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺧﺘﻢ ﻗﺮﺁﻥ کریم ﻭ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ از میلاد امام علی علیه السلام ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻋﯿﺪ مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ﻓﺮﺻﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ.


ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺩﻋﺎی فرج



ادامه مطلب

دعای پیش از خواندن قرآن

منقول از امام صادق علیه السلام

«أللّهُم إنّی أشهَدُ أنَّ هذا کِتابُکَ المُنزَلُ مِن عِندِکَ علی رَسولِکَ مُحمَّدِ بنِ عبدالله (ص) وَ کلامُکَ النّاطِقُ علی لسانِ نَبِیِّکَ جَعَلتَهُ هادیاً مِنکَ إلی خَلقِکَ وَ حَبلاً مُتَّصِلاً فیما بَینَکَ وَ بَینَ عِبادِک ؛ أللُّهُمَّ إنّی نَشَرتُ عَهدَکَ وَ کِتابَکَ اللّهُمَّ فَاجعَل نَظری فیهِ عِبادةً وَ قِرائَتی فیهِ ذِکراً وَ فِکری فیهِ اعتِباراً وَ اجعَلنی مِمَّن اتَّعَظَ بِبَیانِ مَواعِظِکَ فیهِ وَ اجتَنَبَ مَعاصیکَ وَ لا تَطبَع عِندَ قِرائتی علی سَمعی و لا تَجعَل عَلی بَصَری غِشاوةً وَ لا تَجعَل قِرائَتی قِرائةً لا تَدَبُّرَ فیها بَلِ اجعَلنی أتَدَبَّرُ آیاتِهِ وَ أحکامَهُ آخِذاً بِشَرایِعِ دینِکَ وَ لا تَجعَل نَظَری فیهِ غَفلَةً وَ لا قِرائَتی هَذَراً إنَّکَ أنتَ الرَّؤُوفُ الرَّحیمُ»


«خدایا! شهادت می دهم که این کتاب از سوی تو بر پیامبر(ص) نازل شده است و سخن گویای تو بر زبان پیامبر(ص) است که آن را راهنمای خلق و ریسمان متصل بین خود و بندگان قرار دادی . خدایا ! من عهد و کتاب تو را منتشر نمودم . خدایا ! نگاهم به قرآن را عبادت و قرائتم را موجب یادآوری و ذکر و تفکّرم در آیات را مایه عبرت قرار ده و مرا از کسانی قرار ده که به بیان مواعظ تو در قرآن پند گیرم و از گناهان پرهیز کنم . خدایا ! هنگام قرائت بر گوشم مهر ننهی و بر چشمم پرده نگذاری و قرائتم را قرائت بی تدبر قرار ندهی ، بلکه مرا چنان قرار ده که در آیات و احکام تو تدبر کنم و جذب کننده شریعت تو باشم و نیز قرار مده نگاهم را در قرآن غفلت و قرائتم را بیهوده ، همانا تو با رأفت و مهربانی »

 

دعای ختم قرآن

منقول از امام صادق علیه السلام

اَللّهُمَّ اِنّی قَد قَرَأتُ ما قَضَیتَ مِن کِتابِکَ الَّذی اَنزَلتَهُ عَلیٰ نَبِیِّکَ الصّادقِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ ءالِهِ ، فَلَکَ الحَمدُ رَبَّنا ، اَللّهُمَّ اجعَلنی مِمَّن یُحِلُّ حَلالَهُ وَ یُحَرِّمُ حَرامَهُ وَ یُؤمِنُ بِحُکمِهِ وَ مُتَشابِهِهِ ، وَاجعَلهُ لی اُنساً فی قَبری وَ اُنساً فی حَشری ، وَاجعَلنی مِمَّن یَرقیٰ بِکُلِّ ءایَةٍ  قَرَءَها دَرَجَةً فی اَعلیٰ عِلِّیّینَ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.

بارالها براستی و حقیقت خواندنم آنچه را بیان کردی در کتابی که بر پیغمبر راستگویت فرو فرستادی، ای پروردگار ما ستایش و ثناء مخصوص توست، بارخدایا مرا از آنانی که حلال قرآن را حلال، و حرام آن را حرام می دانند و به آیات محکم و متشابه آن ایمان دارند قرار ده، و قرآن را مونس در قبر و روز بارپسین من گردان، و مرا از کسانی بگردان که به هر آیه ای که می خواند درجه ای در بالاترین درجات بهشت ارتقاء یابد، به رحمتت ای رحیم ترین رحیمان



چرا گفته شده: اگر قرائت قرآن را به اهل بیت‏علیهم السلام هدیه کنید، ثواب آن مضاعف می‏شود؟

خواندن قرآن یک عمل مستحب است و هر عمل مستحبى، براى خودش ثواب دارد. هدیه کردن نیز براى خودش عمل مستحبى است و ثواب جداگانه دارد و وقتى به پیامبر و ائمه‏علیهم السلام هدیه مى‏شود، خداوند به احترام و عظمت آنان ثواب ویژه‏اى به شخص عنایت مى‏کند همان گونه که اگر کسى در راه خدا قرضى بدهد، چند برابر، از خدا مى‏گیرد. از طرفى ائمه‏علیهم السلام مجراى فیض الهى‏اند و ریزش رحمت و فزونى ثواب به سبب برکات وجودى آنان فزونى مى‏یابد. امیرالمؤمنین على‏علیه السلام مى‏فرماید: در دعا ابتدا بر اهل بیت صلوات بفرستید تا در اثر ریزش رحمت الهى به شما هم برسد.نهج‏البلاغه، حکمت 30 نقل از کتاب تفسیر موضوعى، آیةاللَّه جوادى آملى، ج 8. در نتیجه هدیه صلوات و ختم قرآن به ارواح پاک آنان، موجب فزونى رحمت و افزایش فیض الهى است. شخصى به نام على بن مغیره خدمت امام موسى بن جعفرعلیه السلام عرض کرد: در ماه رمضان چند بار قرآن را ختم مى‏کنم؛ روز عید فطر که فرا مى‏رسد، یکى از آنها را به پیامبرصلى الله علیه وآله یکى را به حضرت على‏علیه السلام، یکى را به حضرت فاطمه‏علیها السلام و بقیه را به سایر امامان‏علیهم السلام - تا برسد به شما اهدا مى‏کنم. در برابر این عمل چه پاداشى براى من است؟
امام هفتم‏علیه السلام فرمود: پاداش تو آن است که در روز قیامت با آن بزرگواران خواهى بود. عرض کردم: اللَّه اکبر! آیا چنین پاداشى براى من است؟ حضرت سه مرتبه فرمود: آرى».بحارالانوار، ج 98، ص 5، المکتبه‏الاسلامیه



امام صادق (ع) فرمودند: «القرآن عهد الله الی خلقه فقد ینبغی للمرء و المسلم ان ینظر فی عهده و ان یقرا منه کل یوم خمسین آیه؛ قرآن پیمان خدواند و با خلقش می باشد. پس سزاوار است که هر فرد مسلمان به عهد و پیمان خویش نگاه کند و همه روزه، پنجاه آیه از قران را بخواند» .

در بیان اهمیت قرآن، همین بس که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قرآن، از همه چیز خدا برتر است و فرمودند: برتری قرآن بر سایر سخنان، مانند برتری خداوند است، بر بندگانش» .

آری؛ قرآن کتابی است که رستگاری انسان را در دو جهان تضمین می کند، همچون مشعلی فروزان، انسان را، از تاریکی های جهل و نادانی رهایی می بخشد. و در سرای دیگر، او را، محبوب حضرت پروردگار می نماید.

قرآن، بهترین فتح کننده ی قله ی بلند عزت است. قرآن، چکیده ی جهان هستی است؛ و طبق فرمایش امام باقر (ع): «قرآن همانند دو ستاره ی تابناک آسمانی(خورشید وماه)، صحنه ی زندگی انسان ها راروشن می کند» .

قرآن، کتا بی است که «لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه؛ نه اکنون و نه در آینده، باطل درآن راه نخواهد یافت و حقایق آن رادگرگون نخواهد ساخت». (سوره ی فصلت، آیه ی 42) . کتابی است که شب قدر به سبب نزول آن، عظمت یافت «انا انزلناه فی لیله القدر». (سوره ی قدر، آیه ی 1)

قرآن، « شفاء» است: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمؤمنین». (سوره ی اسراء، آیه ی82) درمان بیمارهای قلب و نفس است. و طبق فرمایش نبی اکرم (ص): «القرآن هو الدواء» .

قرآن درظلمانی ترین زندگی بشر، درعصر جا هلیت، همچون انفجاری، آسمان سکوت را شکافت و یکباره، دریایی از رحمت و برکت و نور، برکویر زندگی جاری نمود و فریادی، از عالم قدس، طنین انداز شد که هان ای انسان، ای گمگشته ی خسران زده، لحظه ای درنگ و تدبر نما که سند نجات و رهایی از عالم ملکوت به سویت فرستاده شد! «الرکتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور بإذن ربهم الی صراط العزیز و الحمید» . (سوره ی ابراهیم، آیه ی 1)

عاشقان واقعی قرآن، کسانی هستند که شب ها، قرآن را تلاوت می کنند و با آن مأنوس هستند و روزها، در صحنه ی پرآشوب زندگی ازآن الهام می گیرند، شبانگاهان پهلو از رختخواب ناز تهی می کنند و با دستورات شفا بخش آن، بیماری قلبی و روحی خود را درمان می کنند.

پس، بر ماست که مشعل فروزان الهی را، بر قلب و روح تاریکمان، بتابانیم و غبار غربت را، از قرآن برطرف نماییم؛ زیرا:



ادامه مطلب

http://www.kheimehnews.com/images/docs/000016/n00016668-b.jpg

ثقلین
واژه «ثقلین» دوگونه خوانده می‎شود؛ گاه بر وزن «حَرَمَین» که مفرد آن «ثَقَل» است، خوانده می‎شود، به معنای چیز گرانمایه و پرارزش و به معنای متاع مسافر نیز آمده است و گاه بر وزن «سِبطَیْن» به معنای شیء سنگین وزن می‎آید. برخی از محقّقان اولی را به معنای گرانمایه معنوی و دومی را به معنای اعم گرفته‎اند. (ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده ثقل؛ مجمع البحرین، لسان العرب و...؛ ماده ثقل).
واژه «ثقلان» در کلام الهی درباره «جن و انس» به کار رفته (الرحمن، آیه 3) و در سخن پیامبر گرامی اسلام - صلّی الله علیه و آله- بیانگر «قرآن و اهلبیت-علیهم السلام- » است.
حدیث ثقلین
«حدیث ثقلین» از پرآوازه‎ترین احادیث گنجینه‎های حدیث مسلمانان است و دانشمندان و بزرگان مذاهب اسلامی در کتاب‎هایشان، اعم از صحاح و سنن و مسائید و تفاسیر و سیره ها و تواریخ و لغت و غیر این‎ها، از این حدیث یاد کرده‎اند. شیعیان این حدیث صحیح و متواتر را یکی از دلائل امامت و وصایت بلافصل حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ می‎دانند و آن را به هشتاد و دو طریق، با عبارات گوناگون از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت کرده‎اند. (دایره المعارف تشیع، مدخل حدیث ثقلین، اعیان الشیعه، ج 1، ص 370). اهل سنّت نیز این حدیث را معتبر دانسته و آن را از ده‎ها طریق و از بیست و اندی صحابه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت کرده‎اند. «سخاوی شافعی» (شمس الدین ابی الخیر) متوفای 902 ق، در کتاب «استجلاب ارتقاء الغرف» و «سمهودی شافعی» متوفای 911 ق، در کتاب «جواهر العقدین»، پس از نقل حدیث شریف ثقلین به روایت «زید بن ارقم»، «ابوسعید خدری»، از مسلم و ترمذی و دارمی و نسایی و ابی یعلی و ابن خزیمه و طبرانی و حاکم و ضیاء مقدسی ـ که همه آن‎ها از مشاهیر و بعضاً از امامان اهل سنت به شمار می‎روند ـ آن را به تفصیل از بیش از بیست صحابی روایت کرده‎اند. نام‎های صحابیان راوی، به نقل سخاوی عبارت است از: زید بن ارقم، ابوسعید خدری، جابر. خدیفه بن السید، خزیمه بن ثابت، سهل بن سعد، ضمره (الأسلمی)، عامر بن لیلی (الغفاری)، عبد الرحمن بن عوف، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عدی بن حاتم، علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ ، ابی‎ذر، ابی‎رافع، ابی شریح الخزاعی، ابن قدامه الانصاری، ابی هریره، ابی الهیثم بن التیهان، و مردانی از قریش و ام سلمه و ام هانی دختر ابی طالب. (خلاصه العبقات، سید علی حسین میلانی، ج 1، ص 93 ـ 96، منشورات قم الدراسات الاسلامیه).
مرحوم علامه میرحامد حسین هندی، اسناد این حدیث را در منهج دوّم کتاب گرانسنگ «عبقات الانوار فی امامه الائمه الاطهار» که به چاپ جدید، بر صد جلد بالغ می‎شود». به تفصیل آورده است و استاد حسین میلانی آن را تحت عنوان «خلاصه العبقات»تلخیص نموده و راویان آن را تا قرن چهارده یاد کرده است؛ همچنین فصل بزرگ را برای توثیق راویان و تأیید آن‎ها و اثبات تواتر حدیث ـ مستند به گفتار بزرگان اهل سنّت ـ اختصاص داده و گفته‎های معدود مخالفان را استادانه به نقد کشیده است.
صاحب عبقات راویان این حدیث را که روایت آن‎ها ثبت شود، برشمرده و از امام علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ وحسن بن علی ـ علیه السّلام ـ یاد کرده است. (ر.ک: همان و حدیث ثقلین، دار النقریب بین المذاهب الاسلامیه، القاهره)
گفتنی است حدیث شریف «ثقلین» در مقاطع و زمان‎ها و مکان‎های گوناگونی از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ صادر شده و با اختلاف‎هایی در الفاظ نقل گردیده است که عموماً در الفاظی چون «کتاب»، «عترت» و «اهل بیت» مشترک‎اند و «دیگر» الفاظ، در صدر و ذیل روایات اختلافاتی دیده می‎شود. مقاطعی که این حدیث از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده عبارت است از: غدیر خم در راه بازگشت پیامبر از حجه الوداع (مسلم[1] و نسایی)، در ایام حج و روز عرفه (ترمذی، ج 5، ص 662، حدیث 3786، دار احیاء التراث العربی)، حجفه (اسد الغابه، فی معرفه الصحابه، ابن اثیر، ج 3، ص 47، ط مصر)، در بیماری وفات (الصواعق المحرقه، ابن حجر الهیثمی الملکی، ص 75، مطبعه المیمنیه ـ مصر)، در حجه الوداع در مسجد خیف (بحار الانوار، علامه مجلسی، 23، ص 129)، هنگام بازگشت از طائف و پس از فتح مکّه (صواعق، ص 89).
در کتاب «صحیح مسلم» که از معروف‎ترین منابع دست اوّل اهل سنّت است چنین آمده «قام رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ یوماً فینا خطیباً بماءٍ یدعی خمّاً، بین مکه و المدینه، فحمداله و اثنی علیه و وَعَظَ و ذکر ثمّ قال: امّا بعد، الا ایها الناس فانما انا بشر، یوشک أن یاتی رسول ربّی فاجیب، و انی تارک فیکم الثقلین، اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور، فخدوا بکتاب الله و استمسکوا به فحثّ علی کتاب الله و رغب فیه، ثم قال و اهل بیتی، اذکر کم الله فی اهل بیتی، اذکر کم الله فی اهل بیتی، اذکر کم الله فی اهل بیتی...» (صحیح مسلم، ج 4، حدیث 2408)؛ پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در میان ما برخواست و خطبه خواند، در محلی که آبی بود به نام «خمّ» (غدیر خم) که در میان مکه و مدینه قرار داشت. پس حمد خدا را به جا آوردو بر او ثنا گفت و موعظه کرد و پند و اندرز داد؛ سپس فرمود: امّا بعد، ای مردم! من بشری هستم و نزدیک است فرستاده پروردگارم بیاید و دعوت او را اجابت کنم و من در میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار می‎گذارم؛ نخست، کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسّک جویید ـ پیامبر درباره قرآن تشویق و ترغیب فراوانی کرد ـ سپس فرمود: و اهل بیتم را؛ به شما توصیه می‎کنم که خدا را درباره اهل بیتم فراموش نکنید، به شما توصیه می‎کنم که خدا را درباره اهل بیتم فراموش نکنید، به شما توصیه می‎کنم که خدا را درباره اهل بیتم فراموش نکنید (اشاره به این که مسئولیت الهی خویش را درباره آنان رعایت کنید)...».
روایت دیگری از حدیث ثقلین:
در کتاب معروف سنن ترمذی (صحیح ترمذی)، در بحث مناقب اهل بیت ـ علیه السّلام ـ از قول «جابر بن عبدالله» می‎خوانیم: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را هنگام حج، روز عرفه دیدم که بر شتر مخصوص خود سوار بود و خطبه می‎خواند. شنیدم که می‎فرمود: یا ایها الناس! ابن قد ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا؛ کتاب الله و عترتی، اهل بیتی (صحیح ترمذی، حدیث 3786)؛‌ای مردم! من در میان شما دو چیز گذاردم که اگر آن‎ها را بگیرید (و دست به دامن آن‎ها بیاویزید) هرگز گمراه نخواهید شد؛ کتاب خدا وعترتم، اهل بیتم» سپس ترمذی می‎افزاید:‌همین معنا را ابوذر و ابوسعید (خدری) و زید بن ارقم و خدیفه نیز روایت کرده‎اند.
همو پس از نقل این روایت با کمی فاصله، از ابوسعید و زید بن ارقم نقل می‎کند که هر دو گفتند: «قال رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی؛ احدهما اعظم من الاخر ما کتاب الله حبلٌ ممدود من السماء الی الارض، و عترتی اهل بیتی، و من یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض، فانظروا کیف تخلفونی فیهما (همان، حدیث 3788)؛ رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود، من در میان شما چیزی به یادگار می‎گذارم که اگر به آن تمسک جویید ، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد؛ یکی از آن دو بزرگ‎تر از دیگری است؛ کتاب خدا که ریسمانی است کشیده شد از آسمان به سوی زمین و (دیگر) عترتم ـ اهل بیتم ـ واین‎ها هرگز از هم جدا نخواهند شد، تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند؛ پس ببینید بعد از من، چگونه درباره آنها رفتار خواهید کرد».
روایات دیگر این حدیث، چنان که ذکر شد، در لفظ و محتوا نزدیک و شبیه به هم می‎باشند، لذا از ذکر آن‎ها خودداری می‎کنیم (رک: خلاصه عبقات، حدیث ثقلین، دایره المعارف تشیع، مدخل حدیث ثقلین، پیام قرآن، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 62 ـ 71، مطبوعاتی هدف، قم و...) .
نکات مهم حدیث ثقلین
این حدیث شریف خطوط مهمی را در برابر مسلمانان ترسیم می‎کند که به قسمتی از آن‎ها اشاره می‎شود:
1. قرآن و اهل بیت ـ علیه السّلام ـ همیشه همراه یکدیگر و جدای ناپذیرند و آن‎ها که طالب حقایق قرآن‎اند، باید به اهل بیت ـ علیه السّلام ـ رجوع کنند.
2. همان گونه که پیروی از قرآن بدون هیچ گونه قید و شرط بر همه مسلمانان واجب است، پیروی از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نیز بدون قید و شرط واجب می‎باشد.
3. اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ معصوم‎اند؛ زیرا جدایی ناپذیر بودن آن‎ها از قرآن از یک سو و لزوم پیروی بدون قید و شرط از آنان از سوی دیگر، دلیل روشنی بر معصوم بودن آن‎ها از خطا و اشتباه و گناه است؛ چرا که اگر آن‎ها گناه یا خطایی داشتند از قرآن جدا می‎شدند، و پیروی از آنان، مسلمانان را از ضلالت وگمراهی بیمه نمی‎کرد و این که می‎فرماید: با پیروی از آنان در برابر گمراهی‎ها مصونیّت دارند، (لن تضلوا) دلیل روشنی بر عصمت آن‎ها است.
4. پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این حدیث شریف فرمود: «این دو همیشه با هم هستند تا در کنار حوض کوثر نزد من آیند، این به خوبی نشان می‎دهدکه در تمام طول تاریخ اسلام فردی از اهل بیت ـ علیه السّلام ـ به عنوان پیشوای معصوم وجود دارد و همان گونه که قرآن همیشه چراغ هدایت است، آن‎ها نیز همیشه چراغ هدایت‎اند، پس باید کاوش کنیم و در هر عصر و زمان آن‎ها را بیابیم؛ این مطلبی است که برخی از دانشمندانی اهل سنّت مانند «سمهودی»، بدان تصریح کرده است. (رک: خلاصه عبقات الانوار، ج 22، ص 285).
5. از این حدیث شریف استفاده می‎شود که جدا شدن یا پیشی گرفتن از اهل بیت ـ علیه السّلام ـ پایه گمراهیاست و هیچ انتخابی را نباید بر انتخاب آن‎ها مقدم داشت.
6. آن‎ها از همه افضل و اعلم و برترند. (رک: پیام قرآن، ج 9، ص 75).


[1] . صحیح مسلم، ج 4، باب 4، 2408، دار الفکر؛ خصایص نسایی، ص 20، ط التقدم ـ مصر. سید محمدحسن جواهری- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه



مهمترین آیه ای که ما را به صلوات بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رهنمون می سازد همان آیه مشهور سوره احزاب است که می فرماید:صلوات

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً (56) در این آیه به کسانی که ایمان آورده اند دو دستور داده شده که یکی « صَلُّوا » است و دیگری « سَلِّمُوا»در این نوشته برآنیم تا معنای این دو واژه را با تکیه بر معتبرترین فرهنگ های لغت و تفاسیر مطرح بیان کنیم تا وقتی این آیه شریفه را می خوانیم و یا می شنویم بدانیم که خداوند متعال از ما چه خواسته است و تکلیف ما چیست.


معنای «صَلُّوا»

«صَلُّوا» از ریشه (صلو) است که وقتی چهره صلاة به خود می گیرد معنای آن دعا و استغفار می شود.(1) صلاة در اصطلاح شرع به همان عمل عبادی خاص اطلاق می شود که ما به آن نماز می گوییم.(2)

صلوات هم که جمع صلاة است بسته به فاعلش؛ معنای متفاوتی می گیرد. اگر صلوات از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد و در حق مسلمانان صورت گرفته باشد معنایش دعای آن حضرت برای آنها و یادکردنشان خواهد بود. صلوات خدا بر انبیاء و مخلوقان صالحش به معنای ثنا و یادی نیک از آنهاست. برخی هم گفته اند به معنای بخش و غفران آنها از سوی خداوند متعال است. صلاة مردم نسبت به کسی که از دنیا رفته است به معنای دعا آنها برای اوست و صلاة ملائکه یعنی طلب بخشش از سوی آنهاست.(3) راغب در مفردات می نویسد: صلوات اگر از جانب ملائکه و یا مردم باشد به معنای دعا و استغفار خواهد بود.(4)

با توجه به معانی گفته شده برای صلوات (جمع صلاة) به نظر می رسد صلوات در آیه مورد بحث که مورد امر واقع شده است به معنای دعا برای علو درجات رسول خدا صلی الله علیه و آله و طلب رحمت بیشتر برای آن حضرت باشد.(5)

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: کلمه «صلاة» در اصل به معناى انعطاف بوده و صلاة خدا بر پیغمبر به معناى انعطاف او به وى است، به وسیله رحمتش؛ البته انعطافى مطلق، چون در آیه شریفه‏ صلاة را مقید به قیدى نکرده است و همچنین صلاة ملائکه بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وى، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند و صلاة مؤمنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت براى او.

«سَلِّمُوا» از ماده «سلم» است که وقتی به قالب تفعیل وارد شود فعل امر سَلِّمُوا و مصدر تسلیم از آن ساخته می شود. «تسلیم» به دو معنا آمده است: یکی راضی بودن به حکم است و دیگری سلام کردن است

ایشان در ادامه می نویسند: از طریق شیعه و سنى هم روایت بسیار زیاد رسیده به اینکه روش صلوات فرستادن مؤمنین بر آن جناب، اینگونه است که از خدا بخواهند بر او و آل او صلوات بفرستد.(6)

 

معنای «سَلِّمُوا »

«سَلِّمُوا» از ماده «سلم» است که وقتی به قالب تفعیل وارد شود فعل امر سَلِّمُوا و مصدر تسلیم از آن ساخته می شود. «تسلیم» به دو معنا آمده است: یکی راضی بودن به حکم است و دیگری سلام کردن است.(7)

العین می نویسد: «سلام» به معنای سلامت است و اینکه مردم می گویند: «السلام علیکم» معنایش این است: از جانب خداوند متعال، سلامت بر شما ارزانی باد(8) به عبارت دیگر ما با سلام از خدا درخواست می کنیم تا فرد سلام شونده را از هر گونه عیب و نقص حفظ کرده و به سلامت بدارد.

روایاتی که در شرح و توضیح این آیه وارد شده است دو دسته اند: در برخی، سلام به معنای تسلیم بودن است و در برخی، سلام به همان معنای سلام کردن فرض گرفته شده است.

از روایات دسته اول می توان به این روایت اشاره کرد که امام صادق علیه السلام در پاسخ به سوال ابوبصیر که از معنای تسلیم سوال کرد ؛ فرمود: «هو التسلیم له فى الامور؛ منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است‏»(9) و از روایات دسته دوم می توان به این روایت اشاره کرد:

یکى از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله به نام کعب نقل مى‏کند: هنگامى که آیه فوق نازل شد به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردیم ما کیفیت سلام بر شما را مى‏دانیم، ولى صلوات بر شما چگونه است؟ [حضرت بی آنکه آن معنای فهمیده شده از تسلیم را رد کند اینگونه] پاسخ دادند: بگویید «اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِک علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد کما بارکتَ على آل ابراهیمَ اِنّکَ حمیدٌ مجیدٌ» .(10)

گرچه این دو معنى براى سلام کاملا متفاوت به نظر مى‏رسد؛ ولى با دقت مى‏توان آنها را به نقطه واحدى معطوف کرد و آن تسلیم قولى و عملى در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله است؛ زیرا کسى که به او سلام مى‏فرستد و تقاضاى سلامت او را از خدا مى‏کند نسبت به او عشق مى‏ورزد و او را به عنوان پیامبرى واجب الاطاعه مى‏شناسد

از پاسخی که حضرت می دهند و در آن کیفیت صلوات را بیان می کنند معلوم می شود فهم آنها از تسلیم که همان سلام کردن باشد را امضاء کرده است.

با توجه به روایاتی که بیان شد؛ «تسلیم» در این آیه هم می تواند به معنای تسلیم بودن در برابر احکام و اوامر رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد و هم می توان آن را  به معنای دعا برای آن حضرت گرفت.

از این رو تفسیر نمونه هر دو معنا را در آیه مورد بحث لحاظ کرده است و نوشته است: اى کسانى که ایمان آورده‏اید بر او درود بفرستید و سلام بگوئید و در برابر فرمان او تسلیم باشید.(11) آنگاه در یک جمع بندی مناسب می نویسد:

گرچه این دو معنى براى سلام کاملا متفاوت به نظر مى‏رسد؛ ولى با دقت مى‏توان آنها را به نقطه واحدى معطوف کرد و آن تسلیم قولى و عملى در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله است؛ زیرا کسى که به او سلام مى‏فرستد و تقاضاى سلامت او را از خدا مى‏کند نسبت به او عشق مى‏ورزد و او را به عنوان پیامبرى واجب الاطاعه مى‏شناسد.(12)

 

 

پی نوشت ها:

1.       لسان العرب  ج‏14 ص 464. مقاییس اللغة آن را از ماده صلی می داند.

2.       مقاییس در معنای اصطلاحی صلاة می نویسد: الصلاة: هی الّتی جاء بها الشرع‏

3.       صلوات الرسول للمسلمین: دعاؤه لهم و ذکرهم. و صلوات الله على أنبیائه و الصالحین من خلقه: حسن ثنائه علیهم و حسن ذکره لهم. و قیل: مغفرته لهم. و صلاة الناس على المیت: الدعاء. و صلاة الملائکة: الاستغفار. العین ج 7  ص 154

4.       المفردات ج1 ص491

5.       آل رسول خدا ص هم که طبق روایت ملحق به آن حضرتند نیز مشمول این دعایند.

6.       ترجمه المیزان  ج‏16 ص 507

7.       التَّسْلِیمُ: بذل الرضا بالحکم. و التَّسْلِیمُ: السَّلام‏. لسان العرب ج12 ص295

8.       السلام یکون بمعنى السلامة. و قول الناس: السلام علیکم، أی: السلامة من الله علیکم‏. العین ج7 ص265

9.       بحار ج17 ص19

10.   امالی صدوق (ره) ص386

11.   تفسیر نمونه ج17 ص416

12.   همان ص 418



یکی از باارزش‎ترین عبادتها قرائت و خواندن قرآن است. این کار به اندازه‎ای اهمیت دارد که خداوند درباره آن می‎فرماید:
«فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ».[1]
آنچه برای شما میسّر است قرآن بخوانید.
تلاوت قرآن در همه حال
معمولاً کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می‎کند که مهم و سرنوشت‎ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ تلاوت مستمرّ قرآن است.
«وَ عَلَیْکَ بِتِلاوَهِ الْقُرْآنِ عَلی کُلِّ حالٍ»[2]
در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن.
بسیاری از عبادات هنگام مریضی، مسافرت یا جهاد در راه خدا از انسان ساقط می‎شود و یا تخفیف پیدا می‎کند. امّا خداوند تأکید می‎نماید در این موارد نیز سعی کنید تا می‎توانید قرآن بخوانید:
بزودی گروهی از شما بیما می‎شوند، و گروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی (کسب روزی) به سفر می‎روند، و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‎کنند (و از تلاوت قران باز می‎مانند)، پس به اندازه‎ای که ممکن است از آن تلاوت کنید.[3]
سرّ این مطلب چیست؟ چرا بر قرائت مستمر و روزانه قرآن این همه تأکید شده است؟ شاید حکمتش این است که قرآن برنامه زندگی سعادتمندانه هر مسلمان است. به این جهت سزاوار است مسلمانان هر روز به آن مراجعه نمایند و درسهای زندگی را از آن بگیرند و به آن عمل کنند.
همانگونه که انسان برای انجام کارهای روزانه برنامه تهیه می‎کند و هر روز صبح به برنامه‎اش نگاه می‎کند تا کارهای روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلمانی که می‎خواهد به قرآن عمل کند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه کند تا در پرتو دستورات و راهنمایی‎های قرآن در دنیا و آخرت کامروا شود.
قرائت قرآن و امام خمینی (ره)
خوب است برای دانستن جایگاه ویژه قرائت قرآن در بین عبادتها به دو خاطره خواندنی از زندگی حضرت امام خمینی (ره) اشاره کنیم:
یکی از بستگان نزدیگ امام ـ ـ سلام الله علیه ـ در این زمینه نقل می‎کند:
یک دفعه که با ایشان در نجف بودیم، چشمشان ناراحت شده بود. دکتر بعد از معاینه چشمشان گفت: «شما باید چند روز قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید».
امام خندیدند و گفتند:
دکتر! من چشمم را برای قرآن خواندن می‎خواهم. چه فایده‎ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یک کاری بکنید که من بتوانم قرآن بخوانم![4]
حضرت آیه الله توسّلی از نزدیکان حضرت امام (ره) در زمینه قرائت مداوم و روزانه قرآن به وسیله حضرت امام خمینی (ره) می‎گوید:
امام با همه اشتغالاتی که داشتند، به انجام مستحبات، به ویژه خواندن قرآن، دعا و نماز اوّل وقت، اهمیت می‎دادند.
امام، هر روز سه تا پنج مرتبه قرآن می‎خواندند. در ماه مبارک رمضان، سه بار قرآن را ختم می‎کردند.[5]
مقدار قرائت روزانه
شاید بعضی از مردم بپرسند حال که قرائت روزانه قرآن این همه اهمیت دارد، سزاوار است روزانه چند آیه از قرآن خوانده شود؟ پاسخ این پرسش در احادیث زیادی آمده است،‌ که ما به دو حدیث از میان آنها اکتفا می‎کنیم.
کمترین مقدار قرائت: در حدیثی که از امام باقر ـ علیه السّلام ـ رسیده است استفاده می‎شود اگر مسلمان بخواهد از غافلان و بی‎خبران نباشد بایستی روزانه حداقل ده آیه از قرآن بخواند. امام پنجم ـ علیه السّلام ـ این مطلب را از رسول گرامی خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل کرده است:
مَنْ قَرَأَ عَشَرَ آیاتٍ فی لَیْلَهٍ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغافِلینَ.[6]
هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی‎خبران و غافلین نوشته نخواهد شد.
البته این مقدار قرائت، غیر از قرائت آیاتی است که هر مسلمانی در نماز می‎خواند زیرا آن آیات بخشی از نماز است و خواندن آن بر هر مسلمان مکلّفی واجب است. پنجاه آیه، قرائت ذاکران: در ادامه حدیث قبلی آمده است، کسی که هر روز پنجاه آیه قرآن تلاوت کند در زمره کسانی است که همیشه به یاد خدا هستند: «وَ مَنْ قَرَأ خَمسینَ آیَهً کُتِبَ مِنَ الذّاکرین»[7]
مقدار قرائت قاریان: مرحوم فیض کاشانی از فقیهان، مفسّران و عارفان برجسته شیعه، در کتاب شریف «المحجّه البیضاء» در این مورد چنین نوشته است:
اگر قاری قران از متفکران در معانی قرآن است... پس به روایتی عمل کند که می‎فرماید: هر روز پنجاه آیه خوانده شود، زیرا از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است که فرمود:
«اَلْقُرْآنُ عَهْدُ اللهِ اِلی خَلْقِهِ فَقَدْ یَنْبَغی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ اَنْ یَنْظُرَ فی عَهْدِهِ وَ اَنْ یَقْرَأَ مِنْهُ فی کُلِّ یَوْمٍ خَمْسینَ آیَهً».[8]
قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار استکه با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند.
برادران و خواهران قاری مشاهده می‎کنند که قرائت پنجاه آیه از قرآن کمترین مقداری است که هر مسلمانی سزاوار است روزانه از قرآن بخواند. بنابراین، این مقدار قرائت، برای کسی که قاری قرآن و رساننده پیام خدا به خلق است ضرورت دارد، زیرا موجب پیوند او با قرآن یعنی پیمان‎نامه خداوند است.
امید است با فضل و رحمت پروردگار همه مسلمانان، خصوصاً قاریان محترم قرآن توفیق این مقدار تلاوت قرآن را داشته باشند.
مقدار قرائت کسبه و تجّار: اصناف و بازاریان محترم نیز باید اهتمام شایسته‎ای به قرائت قرآن داشته باشند. چقدر خداپسندانه است که اصناف ما در این زمینه به اصناف و بازاریان قدیم اقتدا کنند.
کسبه و بازاریان شیعه از قدیم الایام از اقشار متدیّن و علاقه‎مند به قرآن و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ بوده‎اند. حتی می‎توان گفت در حفظ شعائر اسلامی و برپایی جلسات قرآن و عزاداری از سایر اقشار جامعه پیش قدم‎تر بوده‎اند. همان‎گونه که در بیشتر شهرهای ایران اسلامی نیز در حال حاضر همینطور است.
همه شنیده و یا خوانده‎اند که کسبه قدیم علاوه بر اینکه موقع نماز کسب و کار را تعطیل می‎کردند و نمازهای یومیّه را به جماعت می‎خواندند، کسب و کار روزانه را با نام و یاد خدا شروع می‎کردند. عدّه زیادی از بازاریان و کسبه جزء، بعد از آماده کردن محل کار خود قرآنها را باز می‎نمودند و کار روزانه را با کلام خالق یکتا شروع می‎کردند. این سنّت حسنه موجب می‎شد در طول کسب روزانه به یاد خدا باشند و از گزند شیطان و حرامهای اقتصادی در امان باشند. در نتیجه در گروه کاسبانی قرار گیرند که حبیب خدا هستند و هم اینکه خداوند به کسب و کار آنها برکت می‎داد.
رئیس مذهب ما، حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، خطاب به تجّار و کسبه مسلمان چنین خطاب می‎کند:
چه چیزی تجّاری را که در بازار مشغول کار است مانع می‎شود وقتی که به منزلش باز می‎گردد، نخوابد تا اینکه سوره‎ای از قرآن را بخواند. پس برایش مقابل هر آیه‎‎ای که می‎خواند ده حسنه نوشته می‎شود و از او ده کار زشت محو می‎گردد.[9]
اوقات تلاوت قرآن
از آیات قرآن کریم و احادیث استفاده می‎شود که قرائت قرآن و ذکر خدا در همه اوقات خوب است. ولی در این وقتها و زمانها سفارش شده است:
صبحها بعد از نماز صبح، هنگام غروب، شب قبل از خواب، نیمه‎های شب و سحرگاهان.
از اینرو جا دارد هر کسی به فراخور حال و فرصتهایی که دارد یکی یا بعضی از این اوقات را مشخص کند و به تلاوت قرآن بپردازد.


[1] . مزّمّل (73)، آیه 20.
[2] . وسائل الشیعه، ج 4، ص 839.
[3] . مزّمّل (73)، آیه 20.
[4] . پابه‎پای آفتاب، امیر رضا ستوده، نشر پنجره، 1373، ص 181.
[5] . همان مدرک، ص 285.
[6] . اصول کافی، کلینی، ج 2، باب «ثواب قراءه القرآن»، ص 448.
[7] . همان مدرک.
[8] . اصول کافی، ج 2، «باب فی القراءته»، ص 446.
[9] . ثواب الاعمال، شیخ صدوق، مکتبه الصدوق، تهران 1391، ص 127.



مطالب قدیمی تر »